|
تو آمدی رویاهایم را تعبیر کنی اما خود یکی از رویاها شدی !!!
هواتو کردم دوباره ، بازم دلم تنگه برات اگر چه دوری از دلم ، هنوزم می میرم برات امید من ، سنگ صبور ، باشه برو پیشم نیا بزار که تنها بسوزم ، تو غربت دلتنگیام نه اینکه عاشق نباشم ، نه اینکه دوستت ندارم می خوام تو اوج بی کسی ، سر روی شونت بزارم زخم زبون و صبر من ، باور بکن حدی داره یه قلب خالی از امید ، آخه سوزوندن نداره منی که حتی گریه هام ، واسه تو تکراری شده تو حرف مردم و نزن ، نگو که جات خالی شده نگاه سردت هنوزم ، با خنده هات زجرم میده خدا خودش منو به این در به دری عادت داده باور نداری هنوزم ، عشق تو داغونم کنه بخند به گریه های من ، شاید که آرومم کنه بهش بگین دق می کنم ، دستاش تو دستام نباشه تموم خاطراتمون ، نمک به زخمام می پاشه بهش بگین خاطره هاش ، آتیش به جونم می زنه آسمونم زمین میاد ، بگین فقط مال منه تو لحظه های بی کسی ، سهم من از تو دوریه اگه صدام در نمیاد ، دلتنگی و صبوریه هر روز غروب دلتنگتم ، دوباره تنها میشینم هر وقت که بارون می باره ، تو رو کنارم می بینم هر روز و هر شب از خدا ، ازون فقط تو رو می خوام نگو واست غریبه ام ، نگو تو خوابت نمیام بگو تو هم دوستم داری ، بگو که دلتنگم میشی من فقط از خدا می خوام ، دوباره مهربون بشی
عزیزم من عشق رو با چشمای ناز تو ، با قلب بی ریات ، با صدای دلنشینت ، با طعم شیرین لبات، با گرمی آغوشت و با محبت های بی دریغت شناختم . قبل از اینکه با تو آشنا بشم من بودم و یه قلب سنگی ، قلبی که از عشق و محبت بویی نبرده بود و تو با وارد شدن تو زندگیم این قلب سنگی رو شکستی و من و با یه زندگی جدید آشنا کردی تو شدی خدای عشقم ، تنها تکیه گاهم و تنها مونس و همدمم عزیزترینم چطوری ازم می خوای فراموشت کنم مگه میشه آدم کسی رو که به خاطرش نفس می کشه ، زندگی می کنه و روزهای عمرش رو یکی پس از دیگری سپری می کنه فراموش کنه ؟ گلم اگه تو کنارم نباشی روزهام به سیاهی شب یلدا و شب هام به وسعت دلتنگیام طولانیند بدون تو نفس کشیدن برام سخت ترین کار و از اون سخت تر انتظاره و با تو من خوشبخت ترینم تو رو به خدا با من بمون امروز من باش و فردای من سرت و بزار رو سینه ام غم هات و بسپار به دستای من هر چی تو از این دنیا می خوای پیشکش چشمای گیرای تو اگه تو بخوای فدا میشم به پای عشق بی همتای تو
نازنینم پریشب بهم گفتی می دونم دوستم داری واسه همینم زنگ زدی منم به دروغ بهت گفتم هیچ احساسی نسبت بهت ندارم ولی باور کن بعد از خدا تویی معبودم عزیزم می پرستمت گلم بهم گفتی داشتم فراموشت می کردم و تو با زنگ زدنت کاری کردی که دوباره بهت فکر کنم با این حرفت احساس کردم که سر یه دوراهی گیر کردم یه راه این بود که زنگ نزنم و بزارم فراموشم کنی تا بتونی طعم خوشبختی رو بچشی و راه دومم این بود که زنگ بزنم و نزارم اسمم مثل یه خاطره ی کهنه تو دفتر قلبت حک بشه و من راه دوم و انتخاب کردم اما هر بار صدای بوق تلفن دیوونم می کرد با اینکه می دونستم هستی و گوشی رو بر نمی داری به خودم گفتم شاید خوابه که متوجه نمی شه اما دفعه ی آخر که بعد از چند تا بوق ، بوق اشغال برام پخش شد گفتم حتما الان نمی تونه حرف بزنه هر موقع که تونست میس میندازه تا براش زنگ بزنم اما دیشب تا صبح چشمم به صفحه ی موبایلم خیره موند ...............
یادته همیشه بهت می گفتم هیچ کس منو به خاطر خودم نمی خواد ولی تو این چند وقته با یکی آشنا شدم که منو به خاطر خودم می خواد تعجب کردی ؟ خودمم فکر نمی کردم که تو این دنیا بتونم یه دوست صمیمی پیدا کنم که همیشه کنارم باشه و هر وقت که بخوام باهاش حرف بزنم و درددل کنم به حرفام گوش بده و سنگ صبورم باشه یادته یه بار ازت پرسیدم صمیمی ترین دوستت کیه و تو گفتی محمد علی؟ همیشه پیش خودم فکر کردم که چرا اون روز نگفتی فرزانه اما حالا می فهمم چرا ، آخه دوست صمیمی همیشه کنار آدمه مثل دوست جدید من ولی بین من و تو همیشه فاصله بوده و هست دوباره امشب من و بهترین دوستم غم با همیم من و تنها سنگ صبورم ........
فقط يك گام ديگر مانده تا پاي بلند دار كمي آهسته تر شايد...نه محكم تر قدم بگذار به شدت خسته ام از خود، به شدت خسته ام از تو بيا اي جان بي ارزش، بيا دست از سرم بردار خدا مي داند اي مردم، دلم چون ساقة گندم نمي رقصد بجز با گل، نمي ميرد مگر با خار نه با جن نسبتي دارم، نه از اقوام انسانم مرا از من بگير و دست موجودي دگر بسپار خودت بنشين قضاوت كن اگر تو جاي من بودي چه مي گفتي به اين مردم، چه مي كردي به اين ديوار؟ خدايا گر چه كفر است اين ولي يك شب از اين شبها فقط يك لحظه - يك لحظه - خودت را جاي من بگذار |
About![]()
خسته ام Archivesشهریور 1388تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 Links
جنگ ما بر سر عشق همین بود !
عاشقانه |