تبليغاتX
خسته از تکرار فردا - برام دعا کن عشق من

خسته از تکرار فردا

سکوتی پر از فریاد

 

 

بــرام دعـا کن عشـق من ، همیـن روزا بمیــرم

 

آخه دارم از رفتنـت ، بدجـوری گـر می گیــرم

 

دعـا کنم که ایـن نفـس ، تمــوم شـه تا سپیـده

 

کسی نفهمـــه عاشقت ، چــی تا سحر کشیــده

 

این آخــرین بارِ عزیز، دستامو محکمتـر بگیـر

 

آخه تو که داری میری ، به من نگو بمون نمیــر

 

تو میـری و یه باغ سبز، درش به روت بازِ هنوز

 

من باغ سوختـم نازنین، باشه بـرو با من نســوز

 

اگــه یه روز برگشتـی و گفتنــد فلانــی مــرده

 

بدون که زیــرِ خاکِ سرد، حسِ نگات و بــرده

 

گریــه نکـــن بــرای مـن، قسمــت مـا همیــنه

 

دستامو محکمتــر بگیــر، لحظــه ی آخریمــــه

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت11:44 قبل از ظهرتوسط فرزانه | |